فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 438
سبت سلمي بصدغيها فوادي ، و روحي کل يوم لي ينادي نگارا بر من بي دل ببخشاي ، و واصلني علي رغم الاعادي حبيبا در غم سوداي عشقت ، توکلنا علي رب العباد امن انکرتني عن عشق سلمي ، تزاول آن روي نهکو بوادي که همچون مت به بوتن دل و اي ره ، غريق العشق في بحر الوداد به پي ماچان غرامت بسپريمن ، غرت يک وي روشتي از امادي غم اين دل بواتت خورد ناچار ، و غر نه او بني آنچت نشادي
دل حافظ شد اندر چين زلفت
،
بليل مظلم و الله هادي
تعبیر:
کسی از شما طلب بخشش می کند دست رد به سینه اش نزنید برای آرام کردن خودتان به دعا و ثنای خداوند بپردازید. اگر می خواهید غرق در الطاف خداوند شوید و در بحر نعمات او شنا کنید و عزت و بزرگی خود را حفظ کنید و به غم دل دچار نشوید بخشنده باشید و دوستانتان را ببخشید.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 122
هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد ، خداش در همه حال از بلا نگه دارد حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست ، که آشنا سخن آشنا نگه دارد دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پاي ، فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد گرت هواست که معشوق نگسلد پيمان ، نگاه دار سر رشته تا نگه دارد صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بيني ، ز روي لطف بگويش که جا نگه دارد چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ، ز دست بنده چه خيزد خدا نگه دارد سر و زر و دل و جانم فداي آن ياري ، که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راه راهگذارت کجاست تا حافظ
،
به يادگار نسيم صبا نگه دارد
تعبیر:
اگر می خواهی به موفقیت برسی خدا را فراموش نکن و با اعتدال و میانه روی زندگی کن. افراط و تفریط در کارها زندگی را دچار مخاطره خواهد کرد. دوستان با وفا و مهربان را فراموش نکن و به عهد و پیمان دوستی وفادار باش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 67
يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست ، جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه برانداز دل و دين من است ، تا در آغوش که مي خسبد و همخانه کيست باده لعل لبش کز لب من دور مباد ، راح روح که و پيمان ده پيمانه کيست دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو ، بازپرسيد خدا را که به پروانه کيست مي دهد هر کسش افسوني و معلوم نشد ، که دل نازک او مايل افسانه کيست يا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبين ، در يکتاي که و گوهر يک دانه کيست
گفتم آه از دل ديوانه حافظ بي تو
،
زير لب خنده زنان گفت که ديوانه کيست
تعبیر:
آرزوی رسیدن به مقصود را داری و رسیدن به آن را سخت و دشوار می دانی. نا امید نباش. با کمی صبر و تحمل به مقصود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 226
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ، وين راز سر به مهر به عالم سمر شود گويند سنگ لعل شود در مقام صبر ، آري شود وليک به خون جگر شود خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه ، کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تير دعا کرده ام روان ، باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود اي جان حديث ما بر دلدار بازگو ، ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کيمياي مهر تو زر گشت روي من ، آري به يمن لطف شما خاک زر شود در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب ، يا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي ، مقبول طبع مردم صاحب نظر شود اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست ، سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
،
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
تعبیر:
صبر و استقامت و تحمل سختی ها، عاقبت تو را به آرزوهایت می رساند. گره ای که بر کارت افتاده است به خاطر غفلت تو و خیانت دوستان ظاهرالصلاح است. هر کس را محرم اسرار خود قرار نده. با تأمل و تعمق در کارها به پیروزی خواهی رسید.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 433
اي که بر ماه از خط مشکين نقاب انداختي ، لطف کردي سايه اي بر آفتاب انداختي تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت ، حاليا نيرنگ نقشي خوش بر آب انداختي گوي خوبي بردي از خوبان خلخ شاد باش ، جام کيخسرو طلب کافراسياب انداختي هر کسي با شمع رخسارت به وجهي عشق باخت ، زان ميان پروانه را در اضطراب انداختي گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما ، سايه دولت بر اين کنج خراب انداختي زينهار از آب آن عارض که شيران را از آن ، تشنه لب کردي و گردان را در آب انداختي خواب بيداران ببستي وان گه از نقش خيال ، تهمتي بر شب روان خيل خواب انداختي پرده از رخ برفکندي يک نظر در جلوه گاه ، و از حيا حور و پري را در حجاب انداختي باده نوش از جام عالم بين که بر اورنگ جم ، شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختي از فريب نرگس مخمور و لعل مي پرست ، حافظ خلوت نشين را در شراب انداختي و از براي صيد دل در گردنم زنجير زلف ، چون کمند خسرو مالک رقاب انداختي داور دارا شکوه اي آن که تاج آفتاب ، از سر تعظيم بر خاک جناب انداختي
نصره الدين شاه يحيي آن که خصم ملک را
،
از دم شمشير چون آتش در آب انداختي
تعبیر:
به زودی به آرزوی خود می رسی و سعادت و نیکبختی بر زندگی ات سایه خواهد افکند و این حاصل رنج و زحمتی است که تحمل کرده ای. قدر لحظات زندگی را بدان و شکر خداوند را به جای آور.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 203
سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود ، رونق ميکده از درس و دعاي ما بود نيکي پير مغان بين که چو ما بدمستان ، هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود دفتر دانش ما جمله بشوييد به مي ، که فلک ديدم و در قصد دل دانا بود از بتان آن طلب ار حسن شناسي اي دل ، کاين کسي گفت که در علم نظر بينا بود دل چو پرگار به هر سو دوراني مي کرد ، و اندر آن دايره سرگشته پابرجا بود مطرب از درد محبت عملي مي پرداخت ، که حکيمان جهان را مژه خون پالا بود مي شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوي ، بر سرم سايه آن سرو سهي بالا بود پير گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان ، رخصت خبث نداد ار نه حکايت ها بود
قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد
،
کاين معامل به همه عيب نهان بينا بود
تعبیر:
از اشتباهات گذشته پند بگیر. هر شکستی مقدمه ی پیروزی است. عقل و دانش تنها کافی نیست، بلکه تجربه و ایمان هم لازمه ی کار است. با توکل به خدا در کارها کوشش کن تا به هدف برسی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 347
صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم ، تا به کي در غم تو ناله شبگير کنم دل ديوانه از آن شد که نصيحت شنود ، مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم آن چه در مدت هجر تو کشيدم هيهات ، در يکي نامه محال است که تحرير کنم با سر زلف تو مجموع پريشاني خود ، کو مجالي که سراسر همه تقرير کنم آن زمان کآرزوي ديدن جانم باشد ، در نظر نقش رخ خوب تو تصوير کنم گر بدانم که وصال تو بدين دست دهد ، دين و دل را همه دربازم و توفير کنم دور شو از برم اي واعظ و بيهوده مگوي ، من نه آنم که دگر گوش به تزوير کنم
نيست اميد صلاحي ز فساد حافظ
،
چون که تقدير چنين است چه تدبير کنم
تعبیر:
اگر تصمیم تو مقدس باشد باید تمام عمر و وقت خود را وقف آن کنی و به نصیحت کسانی که می خواهند تو را منصرف کنند گوش مکن . با تزویر به هیچ کاری اقدام مکن و راستی پیشه کن .
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 402
نکته اي دلکش بگويم خال آن مه رو ببين ، عقل و جان را بسته زنجير آن گيسو ببين عيب دل کردم که وحشي وضع و هرجايي مباش ، گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست ، جان صد صاحب دل آن جا بسته يک مو ببين عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند ، اي ملامتگو خدا را رو مبين آن رو ببين زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد ، با هواداران ره رو حيله هندو ببين اين که من در جست و جوي او ز خود فارغ شدم ، کس نديده ست و نبيند مثلش از هر سو ببين حافظ ار در گوشه محراب مي نالد رواست ، اي نصيحتگو خدا را آن خم ابرو ببين
از مراد شاه منصور اي فلک سر برمتاب
،
تيزي شمشير بنگر قوت بازو ببين
تعبیر:
به اهداف و افکار پراکنده ی خود سر و سامان بده و هر لحظه، تغییر عقیده نده. با دوستان مشورت کن تا بتوانی بهتر تصمیم بگیری. دو دل نباش. در هر کار اول فکر کن و جوانب کار را بسنج تا به مقصود و آرزوی خود برسی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 322
خيال نقش تو در کارگاه ديده کشيدم ، به صورت تو نگاري نديدم و نشنيدم اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم ، به گرد سرو خرامان قامتت نرسيدم اميد در شب زلفت به روز عمر نبستم ، طمع به دور دهانت ز کام دل ببريدم به شوق چشمه نوشت چه قطره ها که فشاندم ، ز لعل باده فروشت چه عشوه ها که خريدم ز غمزه بر دل ريشم چه تير ها که گشادي ، ز غصه بر سر کويت چه بارها که کشيدم ز کوي يار بيار اي نسيم صبح غباري ، که بوي خون دل ريش از آن تراب شنيدم گناه چشم سياه تو بود و گردن دلخواه ، که من چو آهوي وحشي ز آدمي برميدم چو غنچه بر سرم از کوي او گذشت نسيمي ، که پرده بر دل خونين به بوي او بدريدم
به خاک پاي تو سوگند و نور ديده حافظ
،
که بي رخ تو فروغ از چراغ ديده نديدم
تعبیر:
راه رسیدن به هدف، دشوار است اما غیر ممکن نیست. اگر از مشکلات نترسی و ناامید نشوی، به هدف خود می رسی. در این راه به خداوند توکل کن تا آرامش داشته باشی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 58
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ، که هر چه بر سر ما مي رود ارادت اوست نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر ، نهادم آينه ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد ، که چون شکنج ورق هاي غنچه تو بر توست نه من سبوکش اين دير رندسوزم و بس ، بسا سرا که در اين کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدي زلف عنبرافشان را ، که باد غاليه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است ، فداي قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است ، چه جاي کلک بريده زبان بيهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت ، چرا که حال نکو در قفاي فال نکوست
نه اين زمان دل حافظ در آتش هوس است
،
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
تعبیر:
به مراد و آرزوی خود خواهی رسید زیرا همه ی هدف تو رسیدن به آمال و آرزوهایت است. غم و اندوه را از وجود خود دور کن که فایده ای برای تو ندارد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 483
سحرگه ره روي در سرزميني ، همي گفت اين معما با قريني که اي صوفي شراب آن گه شود صاف ، که در شيشه برآرد اربعيني خدا زان خرقه بيزار است صد بار ، که صد بت باشدش در آستيني مروت گر چه نامي بي نشان است ، نيازي عرضه کن بر نازنيني ثوابت باشد اي داراي خرمن ، اگر رحمي کني بر خوشه چيني نمي بينم نشاط عيش در کس ، نه درمان دلي نه درد ديني درون ها تيره شد باشد که از غيب ، چراغي برکند خلوت نشيني گر انگشت سليماني نباشد ، چه خاصيت دهد نقش نگيني اگر چه رسم خوبان تندخوييست ، چه باشد گر بسازد با غميني ره ميخانه بنما تا بپرسم ، مال خويش را از پيش بيني
نه حافظ را حضور درس خلوت
،
نه دانشمند را علم اليقيني
تعبیر:
اگر می خواهی به آرزو و مراد خود برسی باید صبر کنی و با مشکلات بسازی. به بازبینی اعمال و رفتار خود بپرداز تا نقاط ضعفت را بشناسی. مغرور و متکبر نباش و خود را انسانی کامل ندان. از کمک و مشورت انسان های خیرخواه بهره گیری کن تا به مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 24 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 169
ياري اندر کس نمي بينيم ياران را چه شد ، دوستي کي آخر آمد دوستداران را چه شد آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي کجاست ، خون چکيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمي گويد که ياري داشت حق دوستي ، حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد لعلي از کان مروت برنيامد سال هاست ، تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار ، مهرباني کي سر آمد شهرياران را چه شد گوي توفيق و کرامت در ميان افکنده اند ، کس به ميدان در نمي آيد سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغي برنخاست ، عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد زهره سازي خوش نمي سازد مگر عودش بسوخت ، کس ندارد ذوق مستي ميگساران را چه شد
حافظ اسرار الهي کس نمي داند خموش
،
از که مي پرسي که دور روزگاران را چه شد
تعبیر:
با غم و غصه، هیچ کاری درست نمی شود. همچنین با دست روی دست گذاشتن چیزی جز اتلاف و هدر دادن وقت بدست نمی آید. نا امیدی آفتی بزرگ است. آن را از خود دور کن و به خود متکی باش و اراده ای محکم داشته باش.